
شرابههای سفر ۱۶: نیویورک سپور ندارد
هیچ وقت به این نکتهٔ ساده دقت نکرده بودم. نیویورک سپور ندارد. یعنی کسی نیست که اول صبح یا دم غروب یا هر وقت دیگری با لباس رسمی شهرداری یا هر شرکت دیگری بیاید و خیابانها را جارو بزند، جلوی خانهها را لایروبی کند یا هر کاری که مربوط به نظافت باشد انجام دهد. یعنی کسی نیست که مثلاً اگر مراسمی توی خیابان باشد و کلی لیوان یکبار مصرف وجود داشته باشد و ...

قفسهنوشت ۸۴: یاشماق؛ نوشتهٔ نادر ساعیور
یا سلیقهٔ داستانی من خاص است یا بازار کتاب ایران چیزیش میشود. این رمان غیر از نامزدی جایزهٔ جلال و واگذار کردن جایزه به «پاییز فصل آخر سال است» تقریباً توفیقی نداشته. تنها یک نقد کوتاه از آن در خبرگزاری فارس وجود دارد و غیر از آن، دیگر رد پایی از آن این کتاب در اینترنت نیست. ناشر کتاب هم ناشر آنچنان معروفی نیست و شمارگان کتاب ۱۰۰۰ نسخه است. گویا ...

قفسهنوشت ۸۳: خندهدار به فارسی (عطر سنبل عطر کاج)؛ نوشتهٔ فیروزه دوما
قبلاً از آن که به ایراد گرفتن از این کتاب بپردازم، باید بگویم که فارغ از محتوای کتاب به احتمال زیاد موقع خواندن این کتاب بسیار خواهید خندید، شاید با صدای بلند. نویسنده توانایی ویژهای در طنزنویسی طی گزارش مستند دارد. البته این قضیه با توجه به موضوع مورد نظر کمی سادهتر از موضوعات روزمرهٔ دیگر است. موضوعْ زندگیِ دختری است که در هفت سالگی همراه با خا...

قفسهنوشت ۸۲: نام گل سرخ؛ نوشتهٔ امبرتو اکو
هر بار که داستانی را باز میکنم به این فکر میکنم خب که چه؟ به جای خواندن این حجم از تخیل یک آدم عادی، میشود نصف همین حجم از تفکر یک آدم غیرعادی را خواند و بهره برد. بعدش سعی میکنم همین کار را بعضی وقتها بکنم. نتیجه این که چند کتاب فلسفی نیمهخوانده روی دستم باد کرده است و هیچ وقت آرای فلاسفهٔ بزرگ را نخواندهام. بعضی وقتها با آثاری داستانی موا...

قفسهنوشت ۸۱: راهنمای روانشناسی برای نویسندهها؛ نوشتهٔ کارولین کافمن
دنبال مطلبی در مورد بُعد روانشناسی شخصیتپردازی بودم که به این کتاب برخوردم. البته هدف این کتاب بیشتر آشناتر کردن نویسندهها با اصول کلی روانشناسی و رواندرمانی، انواع بیماریها و اختلالات روانی و راههای درمان آنها، و البته هشدار به نویسندهها در مورد استفاده از کلیشههای نادرست در تعریف بیماریهایی مانند شیزوفرنی است. در این کتاب به بیماریهای...

قفسهنوشت ۸۰: اس؛ نوشتهٔ جِی جِی آبرامز و داگ دورست
کتابی عجیب که غریبگی از سر تا پایش معلوم است. نخست آن که در هیچ کتابفروشیای کتاب به صورت باز و بدون برچسب دیده نمیشود. کتاب را که میخری باید نخست برچسب شیرازه را با قیچی ببری تا کتاب از جلد بیرونیاش دربیاید. دومین مسأله آن است که روی شیرازهٔ کتاب شمارهٔ کتابخانه نوشته شده و نام کتاب با آن چیزی که خریدی فرق دارد. نام کتاب «کشتی تئوسوس» است. کتا...

قفسهنوشت ۷۸: ابن بطوطه؛ نوشتهٔ محمدعلی موحد
ابن بطوطه در جوانی، در قرن هشتم هجری قمری، کشورش مراکش را به قصد حج ترک میکند ولی آنقدر شوق جهانگردی در او میپاید که بعد از نزدیک به سی سال به کشورش بازمیگردد. او کشورهای بسیاری را از نزدیک دیده است که با توجه به جغرافیای اکنون شامل چین، مالدیو، ایران، افغانستان، بنگلادش، هند و پاکستان، کشورهای شمالی آفریقا، اسپانیا، ترکیه، روسیه، اوکراین، کشو...

قفسهنوشت ۷۹: من دیگر ما، جلد سوم؛ نوشتهٔ محسن عباسی ولدی
جلد سوم کتاب «من دیگر ما» در مورد نقش آزادی در تربیت کودکان است. در واقع این کتابْ بسطدهندهٔ مفهوم پادشاهی کودک در هفت سال اول زندگی با توجه به روایات است. تیزبینی نویسنده در دو مسأله قابل تقدیر است: نخست این که او خیلی مسائل را ساده گفته، حتی با تکرار مفاهیم در جاهای مختلف متن. همین سادگی باعث گسترده شدن طیف مخاطبان میشود؛ درست مثل یک منبر که هم...

قفسهنوشت ۷۷: داود و جالوت؛ نوشتهٔ ملکوم گلدول
حضرت داود، آن طور که در تورات آمده، نوجوان و ریزجثه بود، جالوت نستوه و درشتهیکل. داود داوطلب جنگ تن به تن با جالوت میشود. جالوت وقتی هماورد خود را نوجوانی بیزره میبیند جا میخورد و حتی به غرورش برمیخورد که چرا یک نوجوان به جنگ با او آمده است. همه چیز به نفع جالوت است؛ او مرد جنگی است و داود تازهکار است، او زره دارد و داود بیزره است، او درشت...

قفسهنوشت ۷۶: شکاف بزرگ؛ نوشتهٔ جوزف استیگلیتز
جوزف استیگلیتز استاد اقتصاد دانشگاه کلمبیا، تحصیلکردهٔ دکترای اقتصاد در دانشگاه امآیتی تحت نظارت رابرت سولو و پول ساموئلسون دو برندهٔ جایزهٔ نوبل اقتصاد، در سال ۲۰۰۳ جایزهٔ نوبل اقتصاد را از آن خود کرد. به گفتهٔ خودش او متولد شهر گری ایالت ایندیاناست و در دانشگاه امهرست فیزیک نظری خواند ولی با دیدن بیعدالتی در جامعهٔ آمریکا و با الهام از صحبته...

قفسهنوشت ۷۵: سفرِ نویسنده؛ نوشتهٔ کریستوفر ووگلر
ت
«سفر نویسنده» بر اساس نظریات روانشناسی «کارل یونگ» و به نوعی، سادهشدهٔ کتاب «قهرمان هزارچهره» کمپل است. این کتاب را یک منتقد و نویسندهٔ سینمای هالیوود نوشته و به همین خاطر بیشتر شاهد مثالها از فیلمهای کلاسیک و بعضاً متأخر هالیوود است. آن طور که نویسنده در ویرایش سوم کتاب ادعا کرده، در فیلمهای اخیر هالیوود این قدر از این الگوی قهرمان استفاده ...